سلام!
چند روز اینجا هوا ابریه.من امروز می خواستم برم تو بارون قدم بزنم ولی هیچ کس نبود که باهاش برم.داشتم فکر می کردم اگه توان من بود با هم می رفتیم قدم می زدیم.ولی بازم فکر کردم که اگه هم بود نمیومد.می دونین چرا؟دوستمون آخه مو قشنگه.موهاش تو بارون خیلی قشنگ می شه.من که عاشق موهاشم 
آخی یاد شب آخر افتادم که داشتی می رفتی و بارون میومد.............
بالاخره خانواده هم رفتن.من باز تنها شدم.خودم موندم و خودم.دیگه حسابی سرم با درس گرم شده.به حرفت گوش دادم کلی دختر خوبی شدمااااااااااااااااا! درس خووووووووووون.
ولی دیشب یه استراحت کوچیک به خودم دادم و یه مهمونی مختصری برگزار کردم. ( البته مختصر که چه عرض کنم کلی کار کردم بیچاره شدم ).ولی خدا رو شکر همه چی خوب بود.غذامم خیلی خوشمزه شده بود. فقط یه چیزی کم بود اونم تو بودی که نبودی! بچه ها همش یادت بودن.چپ می رفتن راست میومدن می گفتن جای ..... خالی.مخصوصا که وقتی می خواستم ظرفارو بشورم یاد شب ..... افتادیم که تو مثلا می خواستی کمک کنی. خلاصه بعضی از دوستان مثل همیشه شبم موندگار شدن و فال حافظم که گرفتیم بازم جاتو خالی کردیم حسابی.خلاصه که واقعا جات خالی بود توان جان!
می بینم که هنوزم نق می زنی پیرزن
راستی دوستمون کلی تو ژسته..........یادته اون روز بهت گفتم این خط این نشون......... گفتی تو دخالت نکن تو کارشون................
حالا دیگه طوری شده که جواب سلامم نمی ده
ای روزگار بشکنه این دست که نمک نداره.مگه نه؟
البته اصلا مهم نیستااااااااااااااااااااااااااا.
و آخرین خبر و داغ ترین خبر که من تا ۳۵ روز دیگه خاله می شمااااااااااااااااااااااااااااااا! وای کاش زود زود بگذره دیگه طاقت ندارم.
خلاصه که روز و روزگار ما هم اینجوری می گذره.البته با دلتنگی برای شما!
دیگه آخرشم می خوام بگم که که که ............خودت می دونی!
From S... with love She'd got the lover she is dreaming of She never found the words to say But I know that today She's gonna send her letter to you
From S... with love She took your picture to the stars above And they told her it is true She could dare to fall in love with you So don't make her blue when she writes to you From S... with love
|