تو تنها نیستی
  
 
 
بهمن 1384
ش ی د س چ پ ج
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30          
 
آرشیو
 
دوشنبه 23 آبان ماه سال 1384
From S... with Love

سلام!

چند روز اینجا هوا ابریه.من امروز می خواستم برم تو بارون قدم بزنم ولی هیچ کس نبود که باهاش برم.داشتم فکر می کردم اگه توان من بود با هم می رفتیم قدم می زدیم.ولی بازم فکر کردم که اگه هم بود نمیومد.می دونین چرا؟دوستمون آخه مو قشنگه.موهاش تو بارون خیلی قشنگ می شه.من که عاشق موهاشم

آخی یاد شب آخر افتادم که داشتی می رفتی و بارون میومد.............

 

بالاخره خانواده هم رفتن.من باز تنها شدم.خودم موندم و خودم.دیگه حسابی سرم با درس گرم شده.به حرفت گوش دادم کلی دختر خوبی شدمااااااااااااااااا!درس خووووووووووون.

ولی دیشب یه استراحت کوچیک به خودم دادم و یه مهمونی مختصری برگزار کردم. ( البته مختصر که چه عرض کنم کلی کار کردم بیچاره شدم ).ولی خدا رو شکر همه چی خوب بود.غذامم خیلی خوشمزه شده بود. فقط یه چیزی کم بود اونم تو بودی که نبودی! بچه ها همش یادت بودن.چپ می رفتن راست میومدن می گفتن جای ..... خالی.مخصوصا که وقتی می خواستم ظرفارو بشورم یاد شب ..... افتادیم که تو مثلا می خواستی کمک کنی. خلاصه بعضی از دوستان مثل همیشه شبم موندگار شدن و فال حافظم که گرفتیم بازم جاتو خالی کردیم حسابی.خلاصه که واقعا جات خالی بود توان جان!

می بینم که هنوزم نق می زنی پیرزن

راستی دوستمون کلی تو ژسته..........یادته اون روز بهت گفتم این خط این نشون......... گفتی تو دخالت نکن تو کارشون................

حالا دیگه طوری شده که جواب سلامم نمی ده

ای روزگار بشکنه این دست که نمک نداره.مگه نه؟

البته اصلا مهم نیستااااااااااااااااااااااااااا.

و آخرین خبر و داغ ترین خبر که من تا ۳۵ روز دیگه خاله می شمااااااااااااااااااااااااااااااا! وای کاش زود زود بگذره دیگه طاقت ندارم.

خلاصه که روز و روزگار ما هم اینجوری می گذره.البته با دلتنگی برای شما!

دیگه آخرشم می خوام بگم که که که ............خودت می دونی!

 

From S... with love
She'd got the lover she is dreaming of
She never found the words to say
But I know that today
She's gonna send her letter to you

From S... with love
She took your picture to the stars above
And they told her it is true
She could dare to fall in love with you
So don't make her blue when she writes to you
From S... with love

 


 
پنجشنبه 19 آبان ماه سال 1384
دیروز داستان بود...
 

دیروز داستان بود...

اولا که صبح ساعت ۱۰ از خواب بیدار شدم...

اولین نفری که بهم حمله کرد ما مان بود

... تو تازگی ها خیلی بد اخلاق شدی... اصلاً حوصله حرف زدن با من و بابا تو نداری... با دوستات تو دانشگاه خوب بگو و بخند داری...

شب که میرسی خونه بد اخلاقی هات مال ماست... باید اخلاقتو درست کنی...

تعداد حال گیریا =۱

خوب با هزار تا غم از خونه زدم بیرون... تازه یه مشکل فیزیکی هم بوده که نمیگم اینجا...اشتباه نشه من پسره ام هاااا

ولی لطفاً بپذیرین که

تعداد حال گیریا =۲

رسیدم دانشگاه...

دختر چینی اتاق کناری اولین نفری بود که تویه دانشگاه بهم حمله کرد...

چقدر قیافت ناراحته...

بعد شروع کرده معذرت خواهی که شرمنده ما دیروز رفتیم اردو تو رو صدا نکردیم...

اردو؟ کی؟ کجا؟

تعداد حال گیریا = ۳

رفتم اتاق

هم اتاقی: ... خیلی حالت گرفته است، از زیره چشات که سیاه شده معلومه نخوابیدی

دیدین آدم چقدر حالش گرفته میشه یکی از رویه حس انسان دوستی بخواد بهش باهاش همدردی کنه؟

هم اتاقی: ...تو باید بیشتر استراحت کنی... من نگرانتم

من (تو دلم): نگران عمّه خودتون باشین شما...

میشمارین که؟

تعداد حال گیریا =۴

جمعه این هفته قرار بوده که تعطیل باشه

استاد گلاب به رومون محبت کردن کلاس گذاشتن

تکلیفایی که باید تحویل بدیم بیداد میکنه...

خوب اون آقایی که اون کنار نشسته بگه چند تا حال گیری شده تا الان؟

بله، آفرین

تعداد حال گیریا =۵

و در پایان، از امروز 3 ماه و 27 روزه که یه نفرو ندیدم که دلم خیلی واسش تنگ شده

آقایی که کت سرمه ای پوشیدن، شما بگین آقا، چند تا شد جمع حال گیری ها؟

۶ تا؟

نه خیر

جمع هال گیری ها=۶۰

 


 
یکشنبه 8 آبان ماه سال 1384
.........

سلام
بالاخره تونستم بعد از مدت ها آنلاین بشم.
دست بروبچه های مخابرات درد نکنه که تا من قبض تلفنم و دادم یادش افتاد باید از مدت ها پیش تلفن و قطع می کردند.و برای تنبیه هم که شده این کار رو کردن.
من بیچاره ام که این ترم درسام خیلی سنگین و از اونجایی که تو مملکت گل و بلبل یک روز در میون تعطیلی رسمی داریم چند صباحی طول کشید تا من وقت کردم برم یه سر به بر و بچ بزنم و بگم که واقعا پشیمونم و از این به بعد هر جای دنیا که باشم اول می آم خدمتشون تا پول تلفن و بدم.و اینجوری که شد که ما دوباره در خدمت شما هستیم.
خوب پسر جان تو چطوری؟همه چی خوبه اونجا؟ می بینم که تو هم همش مثل من به فکر درس و مشقیاااااااااااا
خوبه درس بخون تا بتونی وقتی دکتر شدی یه عالمه کار مثبت انجام بدی.
جات اینجا بسی خالیه همیشه و همه وقت به یادت هستیم هممون.
من باید برم لالا فردا صبح خروس خوون یه کلاس شیرین دارم
مواطب خودت خیلی باش.به یاد ما هم باش.


   1      2      3    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 7922


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها